اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
821
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
الحشر و النشر بر حق تعالى هيچ چيز پوشيده نگردد . و حقارت همه علوم اندر جنب كمال علم حق تعالى بيند شرم از حق تعالى وى را چنان مشغول كند كه از غير حق وى را شرم نماند . و خوف از قدرت حق تعالى وى را چنان مشغول كند كه از غير حق وى را خوف نماند ؛ اينك « حقر الاقدار الا قدر الله » اين باشد . و ديگر صفات هم بر اين قياس بتوان راندن . و شايد كه تأويل ديگر آن باشد كه : لا يبقى عنده لما منه الى الله تعالى مقدار فى جنب ما من الله اليه . آنچه از بنده بيايد آن را مقدارى ننهد اندر جنب آنچه از حق آيد . و بىمقدار صفات خويش اندر جنب قدر حق تعالى بيند . مشاهدت تعظيم حق تعالى و قدر حق تعالى وى را چنان گرداند كه چنانك عاصيان از معصيت خويش ترسند وى از طاعت خويش ترسد ؛ تا نماز وى نزديك وى همچون زناى زانيان گردد . زانى از زناى خود عذر خواهد ، وى از نماز خود عذر خواهد . و اندر اين رمزى است كه هرگز غنى به بر فقير غنى نگردد . پيش از بر غنى بود [ به ] بر غنى چگونه گردد ؟ ! و لكن فقير به بر غنى غنى گردد . غنا با فقر ضديناند . شايد كه فقير به غناى غنى غنى گردد . از اين معانى به صفات خود نظاره كند . حقارت اوصاف خويش بيند ، آنگاه به حق تعالى نظاره كند بزرگى قدر و صفات وى بيند . آن خويش وى را اندر جنب حق تعالى نيست گردد [ 223 ب ] . « حقر الاقدار الا قدر الله » اين باشد . و از اين نيكوتر آن است كه خلق را بعضى بر بعضى تفضيل است . بعضى بر بعضى فضل دارند و قدر دارند . چنان كه خداى تعالى گفت : وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ . و نيز گفت : انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا . پس اندر مقابلهء خلق با خلق [ مقادير پديد آيد ] و لكن چون مقابله افتد خلق را با حق وجود نه افتد ، همه مقادير خلق ساقط گردد . و وجود خلق اندر وجود حق تعالى عدم گردد و بقاى خلق اندر بقاى حق فنا گردد ، و عز خلق اندر عز حق عز و جلّ ذل گردد ؛ و غناى خلق اندر غناى حق فقر گردد ؛ و ديگر صفات همچنين .